تلنگر

محصولات داخلی را مردم مصرف کنند؛ نروند دنبال این نشانه‌ها. حالا مُد شده است بگویند «بِرَند» است، بِرَند فلان؛ بِرَند چیست! بروید سراغ مصرف تولیدات داخلی. آن چیزهایی که مشابه داخلی دارد، متعصّبانه و با تعصّبِ تمام، ملّت ایران، خارجیِ آن را مصرف نکنند.

من این حرف را برای هرکسی می‌گویم که به ایران علاقه‌مند است، به آینده‌ی کشور علاقه‌مند است، به فکر بچّه‌های خودش است که بنا است فردا در این کشور زندگی کنند“.

بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۹۳/۱۱/۲۹

امیرکبیر و تولید ملی

میرزاتقی‌خان همواره می‌گفت: منافع ایران در رونق صنعت است نه وارد کردن کالاهای بُنجل خارجی. او به منظور رونق صنعت در ایران، کارخانجات شکرریزی در ساری، ریسمان‌ریسی و چلواربافی در تهران و حریربافی در کاشان، سماورسازی و کالسکه‌سازی در اصفهان و تهران ، شال‌‎بافی در کرمان و مازندران را تأسیس کرد. او بسیاری از استادکاران را برای آموختن فنون و صنایع جدید به مسکو و سن‌پترزبورگ فرستاد که پس از مراجعت، کارگاه‌های چدن‌ریزی در ساری، کاغذسازی در اصفهان و بلورسازی در تهران را تأسیس کردند.

نمی‌خریم؛ می‌سازیم

شاه‌‌عباس صفوی برای پس گرفتن تبریز و اراضی آذربایجان از عثمانی، به اسلحه (توپ و تفنگ) نیاز داشت اما حاضر به خرید این ادوات از اروپائیان نشد و آنان را مجبور کرد تا ساختن توپ و تفنگ و باروت را به ایرانی‌ها آموزش دهند. دولت‌های اروپایی هم که هرگز راضی به آموزش صنایع خود به‌خصوص در عرصه‌ی نظامی به ایرانیان نبودند، ناچار برای رسیدن به هدف بزرگ‌تر خود، یعنی تضعیف دولت عثمانی، از این هدف کوچک‌تر خود، یعنی نگه داشتن ایران به عنوان مصرف‌کننده، صرف‌نظر کرده و کارگاه‌های ساخت این ادوات را در ایران ایجاد کردند و شاه صفوی با این حرکت، در جنگ‌های دیگر، هرگز محتاج اروپائیان نشد اما متأسفانه این امر توسط شاهان بعدی دنبال نشد و ما باز در دوران قاجار، خریدار اسلحه از خارج شدیم.

پایبندی به تولید داخلی

آیت‌الله نجفی مرعشی می‌فرمودند: من از روز اولی که خودم را شناختم و روی پای خودم ایستادم، از لباس‌های وپارچه های خارجی استفاده نکردم. نقل است یک روزی خیاط به ایشان گفته بود: آقا دکمه‌ای که ما برای قبا استفاده می کنیم، از خارج می‌آید، و ایشان در پاسخ تأکید کرده بودند که استفاده نکنید و به جایش از قیطان استفاده کرده و با آن، دکمه درست کنید.

شکستن هدیه‌ی سفیر انگلیس

سفیر انگلستان، ظرف چینی فاخری را برای کریمخان زند هدیه آورد. البته قصدش از این کار، این بود که پس از قبول این هدیه ، اعیان و اشراف هم به تبعیت از کریم‌خان، شروع به خرید این کالاها کنند. لذا به محض دیدن هدیه‌ی سفیر انگلیس، آن را بر زمین زد و شکست و بعد گفت: ظروف مسی خودمان را بیاورید. سپس آن‌ها را هم بر زمین زد ، نشکستند. بعد رو به نماینده‌ی انگلیس کرده و گفت: سلاح مردم ایران این است ، باید از همین ظروف مسی استفاده کنند چون ساخته‌ی دست ایرانی است، تا تهی‌دست و فقیر نشوند.

شرکت اسلامیه

شرکت اسلامیه، شرکت سهامی عام و یکی از مهم‌ترین و نخستین کارخانه‌هایی بود که در دوران قاجار با هدف تأمین منسوجات موردنیاز مردم ایران و مقابله با وابستگی به خارج، با تلاش و حمایت اغلب تجّار و علمای اصفهان، کاشان و شیراز به‌ویژه آیت‌الله آقانورالله نجفی در اصفهان، در فروردین ۱۲۷۸ شمسی تأسیس شد. سیّد جمال‌الدین واعظ اصفهانی، از خطیبان دوره‌ی مشروطه، کتابی به نام «لباس‌التقوی» در دفاع از راه‌اندازی این شرکت نوشت و آخوند خراسانی (ره) از علمای برجسته‌ی شیعه در تأیید این شرکت، در حاشیه‌ی کتاب نوشت: «بر مسلمانان لازم است که لباس ذلّت (تولید خارج) را از تن بیرون کنند و لباس عزّت (تولید داخل) را بپوشند. علمایی هم‌چون آیات عظام از جمله: سیدکاظم یزدی صاحب عروه، سید اسماعیل صدرعاملی، شربیانی، میرزامحمدحسن مامقانی و ملّا فتح‌الله اصفهانی بر آن مُهر تأیید زدند.

تعهّد عملی علماء به مصرف کالای ایرانی

سیزده تن از علمای اصفهان، عهدنامه‌ای را امضاء کردند که در بخش‌هایی از آن آمده بود: «ما ملتزم و متعهد می‌شویم که اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از این به بعد، روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر بنویسند، مُهر ننموده و امضاء نمی‌کنیم. ثانیاً: کفن اموات اگر غیر از کرباس و پارچه‌ی اردستانی یا پارچه‌های غیرایرانی باشد، متعهد می‌شویم بر آن میّت نماز نخوانیم. ثالثاً: لباس‌های غیرایرانی را حرام نمی‌دانیم اما ما ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور از این تاریخ، لباس خود را از پارچه‌های ایرانی تهیه نماییم. در آخر اعلامیه هم بر استفاده از کاغذ، لباس و پارچه‌های ایرانی و هم‌چنین بر ساده‌زیستی و برگزاری ساده‌ی میهمانی‌ها تأکید کردند.

این اقدام علماء موجب ترس و واهمه‌ی تجّار و شرکت‌های اروپایی شد؛ چنان که کاردار سفارت انگلیس، چارلز مارلینگ به وزیر امور خارجه‌ی ایران میرزا حسن‌خان مشیرالدوله، درباره‌ی مبارزه علماء شکایت کرد و این حرکت را خطری آشکار برای سرمایه‌های انگلیسی دانسته و گفته بود: نتیجه‌ی این کار، این است که بازاریان  نتوانند کالاهای اروپایی را بفروشند، لذا قرض خود را به تاجران بزرگ نمی‌توانند پرداخت کنند و آن‌ها نیز از آن طرف نخواهند توانست که از عهده‌ی تعهدات خود به تاجران خارجی برآیند. لذا ضربه‌ی بزرگی به سرمایه‌داران انگلیسی وارد شده و خطرات عمده ای آن‌ها را تهدید ‌کند. لذا باید هرچه زودتر از این اقدامات جلوگیری شود.

– فصلنامه منجی/ شماره ۳۸/ پاییز ۱۳۹۷

آخرین مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.