بازخوانی جریان های فکری در دو نهضت عاشورا و انتظار


بی گمان تحقق وعده الهی در حاکمیت صالحان بر زمین مقدماتی دارد و خداوند با طرح و برنامه ای این مسأله را محقق می سازد . از جمله مقدمات تحقق وعده حاکمیت صالحان ، بعثت پیامبر(ص) بود . آن حضرت در دوران بیست و سه ساله دعوت خویش ، آزار و اذیت بسیاری دید ، اما همه را تحمل کرد تا زمینه برای حاکمیت صالحان فراهم آید . متأسفانه شرایطی که بعد از پیامبر(ص) پیش آمد باعث شد که امور از مجرای خود بیرون رود و حتی به عصر جاهلیت برگردد . به گونه ای که در روایات آمده است : «ارتد الناس» ؛ منظور از این ارتداد ، نه ارتداد فقهی که به معنای ارتجاع و بازگشت به عقاید و مسائلی است که پیش از بعثت رسول اکرم (ص)بوده است . در این دوره بود که جبهه دین ستیز دوباره ظاهر شد و کوشید تا همه دین را از میان بردارد .

قیام عاشورا ، حرکتی برای بازگرداندن دین به مسیر اصلی بود . امام حسین(ع) برای اصلاح امت خویش قیام کرد و کوشید در برابر جریان دین ستیز جامعه روشنگری نماید . حادثه عاشورا توانست خط اصلی را از خط دروغین نفاق بازشناسد . از این رو زنده نگه داشتن خاطره عاشورا به معنا و مفهوم پاسداشت خط روشنی است که زمان پیامبر(ص) و با هدف سلطه کامل دین اسلام بر جهان آغاز شده است .

اکنون دو گونه می توان با مسأله گرامیداشت عاشورا روبه رو شد :

نخست آنکه عزاداری کرد ، گریه و زاری کرد ، بر سر ظالمان و یزیدیان نفرین و لعن کرد و از آنان بیزاری جست . این روش ، اگر چه خوب و ارزشمند است ولی روش کامل و درستی برای زنده نگه داشتن قیام عاشورا به شمار نمی آید؛ چرا که اگر لعن یزید و معاویه سفارش شده است به این معنا نیست که این دو نفر را به عنوان یک شخصیت صرف ، لعن کنیم . بلکه باید از آن دو به عنوان نماد و نشانه یک جریان فکری دین ستیز و ظلم پرور برائت بجوئیم .

در این صورت لعن و نفرین شخصیت نمادین آنان باعث تذکر این نکته خواهد بود که جریان خاصی وجود دارد که ملعون است وباید از آن بیزاری جست و از این حیث ، تفاوتی میان شخصیت یزید با یزیدیان تمامی اعصار نخواهد بود .

قرآن از این جریان فکری ملعون ، با عنوان «شجره خبیثه» یاد کرده است . شجره خبیثه ، درواقع خط فکری شخصیت هایی است که در طول تاریخ ، در برابر شجره طیبه و در مخالفت با حیات طیب بوده و هستند .

نقل می کنند که یکی از مروانیان بر امام باقر(ع) وارد شد ، در حالیکه ایشان گریه می کردند . هنگامی که آن شخص علت را جویا شد ، آن حضرت در جواب فرمودند : «چرا گریه نکنم . در حالیکه شجره ملعونه ای که قرآن از آن یاد می کند ، در مسند حکومت است . » آن شخص پرسید : «آیا من هم از شجره ملعونه هستم ؟» و امام پاسخ داد : «نه . تو از اهل بیت : و شجره طیبه هستی و نه از شجره ملعونه»

از این روایت به خوبی مشخص می شود که مراد از شجره خبیثه یک شخص یا نسل خاص نیست؛ چه ، اگر این بود ، آن شخص نیز –که جزء خاندان بنی امیه محسوب شد – می بایست در دایره شمول آن قرار بگیرد . بلکه منظور یک خط فکری خاص است که دین ستیز و ضد عدالت می باشد . و این خط فکری در دوران ما نیز وجود دارد . اینجاست که برائت معنا می شود . در مقابل تولی، باید نسبت به خط فکری عدالت محور و زمینه ساز حاکمیت دین باشد .

عزاداری امام حسین (ع) به معنای آن است که ما از این خط ، دفاع کنیم و از خط مخالفش بیزاری می جوئیم . عزاداری صرف و بی توجه به این جریانها ، عزاداری ناقصی است که نمی تواند تأثیرگذار و جریان ساز باشد و مقدمات ظهور را فراهم کند . تنها ، زمانی این عزاداری و حفظ خاطره کربلا و قیام عاشورا می تواند تأثیرگذار باشد که بتواند خط فکری صحیح را زنده نگه دارد و بستری را برای تحقق وعده الهی فراهم آورد .

بر این اساس ، منتظران حکومت مهدوی را می توان به سه دسته تقسیم کرد :

۱- گروه اول ، مردمی هستند که خود اهل فسق و فجور و آلوده به گناه می باشند ولی به علت آنکه به دنبال فطرت خود و آرامش حقیقی هستند ، انتظار دولت مهدی (عج) را می کشند . این دسته اگر چه اهلیت ندارند ، اما به هر حال منتظر هستند . این انتظار از مقدمات تحول جامعه بشری برای تحقق وعده الهی محسوب می شود و این عده اگر چه عزاداری و بزرگداشت قیام عاشورا را ترک نمی کنند ، اما در عین حال اهل معصیت نیز هستند . درک این دسته از جریان امام حسین (ع) ناقص است ؛ چرا که نمی توان هم اهل فسق و فجور بود و هم از یزید و یزیدیان برائت جست .

۲- گروه دوم ، کسانی که اهل عصیان و فسوق نیستند ، اما به انتظار فرج ، نگاه حداقلی دارند . اینان در غم فراق ، گریه و برای ظهور ، دعا می کنند و به دنبال اموری هستند که به واسطه آن رضای امام زمان (عج) را جلب کنند . این عده عموم شیعیان و محبین حضرتش را تشکیل می دهند . این عده کسانی اند که دل پاکی دارند و برای امام حسین (ع) نیز خالصانه عزاداری می کنند . اما اهداف ایشان را به خوبی نشناخته اند.

۳- و بالاخره دسته سوم ، کسانی هستند که همانند عاشورائیان علاوه بر خودسازی برای مهذب نمودن جامعه نیز تلاش می کنند که سیصد و سیزده نفر از ایشان ، یاران خاص حضرت (عج) هستند .

این سه گروه را در میان عزاداران حسین (ع) نیز می توان یافت . این عده کسانی اند که با جریان عاشورا پیوند خورده اند ، جریان فکری دین ستیز را شناخته اند و خود را به جریان فکری حق طلب نزدیک کرده اند . طبیعتاً عزاداری این دسته صحیح و اصولی خواهد بود .

از آنچه گذشت مشخص گردید که نهضت عاشورا و نهضت مهدوی از جهات متعدد به هم پیوند خورده اند که بازخوانی این پیوندها می تواند ما را در شناخت هر چه بهتر تکالیف و وظایفمان کمک کند .

برگرفته از کتاب «از فرات تا فرات» ، دفتر اول

آخرین مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.